تبليغاتX
نشریه الکترونیکی آفــــــــاق
نشریه الکترونیکی آفــــــــاق

اجتماعی.فرهنگی.سیاسی.دینی.خبری

Home Email Archive Designer

قاتل آرام

 

ستار پیری - طلبه مدرسه علوم دینی امام شافعی جوانرود

 

 

بنام خداوند بخشنده مهربان

سپاس وستایش خداوندی را سزا است که پاکی ها را برما حلال نمود وزشتی هارا برما حرام ساخت ودرود وسلام برپیامبر خدامحمد و آل واصحاب او                                                                                                                  

اما بعد

*بي گمان  خداوند بندگان مؤمن خود را از تمام آنچه که به بدن ودینشان ضرری رساند واعما لشان را نا بود می کند از مسکرات ومخدرات وامثال آنها نهي فرموده تا آنان حافظ سلامتی خود بوده ، بر تندرستی خویش حریص باشند خداوند می فرماید : ( وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ ویُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَََبَائِثَ)  [الاعراف : 157 ]   ((  وپاکیزه ها را برایشان حلال مي نمايدو

 پاک ها را بر آنان حرام می سازد ))خبائث : در این آيه تمام آنچه را که طبع سلیم آن را زشت می شمارد و نفس آدمی پذیرای آن نیست  ومصرف آن سبب ضرر وزیان است را شامل می شود و اصل در چیزهای مضر حرام بودن آنها است .از جمله این خبائث سیگار است که از تنباکو و نیکو تین و امثال آن دو تشکیل شده است چیزی که بسیاری از فرزندان مسلمان (کوچک وبزرگ ) به آن مبتلا شده اندو حتی تا آنجا پیش رفته که بسیاری از آنها در مقابل چشمان مردم اعم از خوب وبد آنان مبادرت به این کار می کنند وبا مصرف سیگار درجلو دیدگان مردم بدون شرم از خدا وبندگانش به این کار افتخار می کنند حتی حق کسانی که به مصرف سیگار تمایلي ندارند را رعایت نکرده ونسبت به آنان با بی احترامی وبی تفاوتی بر خورد می کنند . سیگار کشیدن در نزد بسیاری ازمردم مباح گشته به خاطر بی خبری آنان از دینشان و از چیزهایی  که به حال آنان نفع یا ضرر دارد . بعضی از مردم خصوصاً آنانی که سن کمتری دارند آن را نوعی از مردانگی و وجاهت و پیشرفت می دانند، سیگار همراه آنان است و به هرکجا که بروند وبه هرسوکه روکنند هیچ لذّت وبهره ای را نمی یابند- به گمانشان – مگر با در جیب قرار دادن آن (چند نخ سیگار زشت )از خداوند متعال سلامت و عا فیت از این حال تحقیر آمیز را خواستاریم وبرای خود وآنان هدایت وصلاح را مي طلبيم                                                                         


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 14:10 توسط آفاق |


من موجبات تغير الفتوى: تَغيُّر العُرف

د.يوسف القرضاوي

من موجبات تغير الفتوى تَغيُّر العُرف الذي بنيت عليه الفتوى القديمة، وهذا مما نص عليه العلماء السابقون، فيما يوجب تَغيُّر الفتوى، ذكر ذلك القرافي المالكي وابن القيم الحنبلي، وابن عابدين الحنفي، وغيرهم.

والمراد بالعرف: ما اعتاده جماعة من الناس وتعارفوه بينهم من قول أو فعل، حسنا كان أو قبيحا. فلا شك أن هناك أعرافا حسنة محمودة، وأعرافا أخرى سيئة مذمومة.

المصدر: موقع دکتور القرضاوی
ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 10:0 توسط آفاق |


من موجبات تغير الفتوى: تَغيُّر الرأي والفكر

 موقع القرضاوي/ 24-1-2008

د. يوسف القرضاوي

وكما أن تَغيُّر المعلومات من موجبات تَغيُّر الفتوى: نجد تغيّر الرأي والفكر من الموجبات أيضا.

فقد لا تتغير المعلومات، ولكن يتغيّر فكر المجتهد بناء سعة إطلاعه، ونظره في فكر المدارس المختلفة، ومقارنة بعضها ببعض، أو بناء على تأمل ومراجعة للأمر المتعلق بدراسته، أو بناء على مناقشة علمية حوله، ينكشف ما كان خافيا، ويظهر ما كان غامضا،  بحيث يتغير ـ نتيجة لذلك ـ رأي المجتهد وحكمه.

المصدر : موقع دکتور القرضاوی
ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386 ساعت 9:54 توسط آفاق |


ترك العلوم النظرية والعلمية لتعلم علوم الدين

الثورة العلمية أمست من خصائص العصر
موقع القرضاوي/ 14-1-2008

تلقى فضيلة العلامة الدكتور يوسف القرضاوي – رئيس الإتحاد العالمي للعلماء -  استفساراً من أحد القراء حول اختيار التخصص في مراحل التعليم الجامعي وعلاقة ذلك برضي المولي عز وجل قائلاً: ما قولكم في بعض الشباب الذي يترك الكليات النظرية التي تتعلق دراستها بعلوم الدنيا، ويتجه لدراسة الشريعة ، بحكم أن هذه أرضى لله، وأن علوم الدنيا لا نفع فيها؟

وقد أجاب فضيلته على السائل بقوله:


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 14:34 توسط آفاق |


جستاری تحلیلی پیرامون واقعیت اسلام و تروریسم دینی

خودگرایی ( نوع ستیزی ) یا دگرگرایی ( نوع دوستی ) در اسلام :

نویسنده : پرفسور دكتر علی قره داغی

إرهاب در لغت به معنای تهدید و هراس‌انگیزی می‌باشد . از ماده‌ی رهبه ، رهباً و رهبه و رهباً ، یعنی در او ترس و هراسی ایجاد كرد . ( و ترهب الراهب ) یعنی خود را وقف عبادت در دیدش كرد ، و (استرهبه ) : یعنی او را هراسانید ؛ و ( الراهب ) به معنای مسیحی‌ای است كه در دیدش مشغول عبادت و از دنیا كناره گرفته باشد . و جمع آن ( الراهبان ، الرهبانیة ، الرهبنة و الراهبون ) است كه به معنای دوری‌گزینی از دنیا و لذایذ آن و گوشه‌گیری و انزوا از جامعه می‌باشد .

و ارهابی واژه‌‌ای جدید است كه در فرهنگ لغت بكار نرفته ، اما مصداق آن كسانی واقع شده كه ترور و خشونت را علیه شهروندان بی‌گناه به راه می‌اندازد ، و فرهنگسرای واژه‌ی عربی نیز آنرا تأیید و تصویب كرده است .


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 ساعت 10:7 توسط آفاق |


فلسفه مجازاتها در فقه کیفرى اسلام -ناصر قربان نیا

چکیده
یکى از مسائل بحث‏انگیز دنیاى امروز، فلسفه مجازات است. در فلسفه مجازات از چرایى نه چیستى آن سخن به میان مى‏آید که از آن به مبناى مجازات یا اهداف مجازات نیز مى‏توان تعبیر کرد.
براى مجازاتها اهداف متعددى ذکر نموده‏اند، از انتقام که یکى از اهداف مجازاتها در جوامع غیر متمدن است گرفته تا بازدارندگى عمومى و عبرت‏آموزى دیگران و تحقق عدالت، مورد بحث جدى میان متخصصان حقوق کیفرى، جرمشناسان و فیلسوفان قرار دارد. نظام کیفرى در حقوق اسلام نیز از مقام و موقعیت ویژه‏اى برخوردار است و مواجه با بیشترین چالشهاست. پاره‏اى از کیفرهاى ملحوظ در این نظام مورد نقد واقع شده است. تردید نمى‏توان کرد که تاسیس یک نظام کیفرى کارآمد و عدالت‏گستر بدون توجه به سیاست کیفرى روشن که عدالت کیفرى را در بطن خود داشته باشد میسور نیست و قطعا ترسیم سیاست کیفرى بدون نگاه عمیق به اهداف مجازاتها موفقیت‏آمیز نخواهد بود. در این مقاله کوتاه کوشیده‏ایم اولا روشن سازیم در حقوق کیفرى اسلام به فلسفه و اهداف مجازاتها توجه شده و تعبیه پاره‏اى از نهادها در این راستا است و ثانیا مجازات على الاصول و دست کم در جرایمى که تعدى به حق الله محسوب مى‏شود مطلوبیت نفسى ندارد.


 


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 15:11 توسط آفاق |


فلسفه فقه

استاد مصطفي ملكيان

 

بحث ما در مورد فلسفه فقه است و هدف اصلى از اين بحث طرح جغرافياى كلى و اجمالى از حوزه بسيار وسيع و ناپيموده فلسفه فقه است. اينكه مى‏گويم ناپيموده، به سبب آن است كه فلسفه فقه دانشى است كه هنوز - در جهان اسلام و بخصوص در ايران - حتى به مرحله ظهور ابتدايى هم نرسيده است. تا حدود شش سال پيش كسى در ايران حتى لفظ فلسفه فقه را هم استعمال نكرده بود. بنابراين، عمر اين لفظ از شش سال كمتر است. تنها تعداد معدودى از انديشمندان جهان عرب و يكى دو نفر از انديشمندان در قيد حيات ايرانى بودند كه براى اولين بار تعبير فلسفه فقه را به كار بردند و تصريح كردند كه ما نيازمند بازگشايى معرفتى در اين زمينه هستيم. من فقط اهم مباحثى را كه در فلسفه فقه قابل طرح و بلكه لازم الطرح است، مطرح مى‏كنيم.


ادامه مطلب
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 16:36 توسط آفاق |


Home | Archive | Email